محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
306
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
أبدى صفحته للحقّ هلك . و كفى بالمرء جهلا ألّا يعرف قدره . لا يهلك على التّقوى سنخ أصل ، و لا يظما عليها زرع قوم . فاستتروا في بيوتكم و أصلحوا ذات بينكم ، و التّوبة من ورائكم ، و لا يحمد حامد إلّا ربّه و لا يلم لائم إلّا نفسه . ( 6 ) » ترجمه آگاه باشيد ! همانا گناهان چون مركبهاى بدرفتار و بىلگام هستند كه سواران خود ( گناهكاران ) را در آتش دوزخ مىاندازند . اما تقوا ، چونان مركبهاى فرمانبردارى هستند كه سواران خود را عنان بر دست ، وارد بهشت جاويدان مىكنند . تقوى ، حقّ و گناهان ، باطل هستند ، و براى هر كدام طرفدارانى است . اگر باطل پيروز شود ، [ جاى شگفتى نيست كه ] از ديرباز چنين بوده ، و اگر طرفداران حق اندكند ، چه بسا روزى فراوان گردند و پيروز شوند . اما كمتر اتفاق مىافتد كه دولت رفته ، باز گردد . آن كس كه بهشت و دوزخ را پيش روى خود دارد ، در تلاش است . برخى از مردم به سرعت به سوى حق پيش مىروند ، كه اهل نجاتند ، و بعضى به كندى مىروند و اميدوارند ، و ديگرى كوتاهى مىكند و در آتش جهنم گرفتار است . چپ و راست گمراهى ، و راه ميانه ، جاده مستقيم الهى است كه قرآن و آثار نبوت ، آن را سفارش مىكند و گذرگاه سنت پيامبر صلّى اللّه عليه و إله است و سرانجام ، بازگشت همه بدان سو است . ادعا كننده باطل نابود شد ، و دروغگو زيان كرد . هركس با حق در افتاد ، هلاك گرديد . نادانى انسان همين بس كه قدر خويش نشناسد . آن چه براساس تقوا پايهگذارى شود ، نابودى به بار نمىآورد ؛ كشتزارى كه با تقوا آبيارى شود ، تشنگى ندارد . مردم به خانههاى خود روى آوريد ، مسائل